تحصيلات فرقهٴ دومينيكي بود، در اين زمينه توماي آكويني و پيرتارانتزي1 او را ياري كردند. او يك سال پيش از مرگش، به پاريس رفت تا از توماي آكويني دفاع كند، كه آموزشهاي او در آن هنگام، از طرف استفان تامپيه رد شده بود (1277).
او اين جرئت را داشت كه برخي عقايد خرافي را رد كند (براي مثاليهايي ¿ قسمت جانورشناسي)، ولي خود بسياري ديگر را باور ميكرد، و آثارش خالي از عجايب معمول در قرون وسطا، نيست. اين خود نشان ميدهد كه اجتناب از باورهاي كهن چقدر دشوار است، و تنها عدهٴ معدودي قادرند آنها را يكباره دور اندازند.
آلبرت در مقايسه با توما، متكلم و فيلسوفي ضعيفتر بود، ولي دانشمندي بهتر. مسلماً او بزرگترين طبيعيدان لاتيني قرون وسطا، يعني از زمان پليني تا سدهٴ شانزدهم، بود. او به خاطر كنجكاوي علمياش تا حدي با معاصران فرانسيسي خويش رابرت گروستست و راجر بيكن قابل قياس است.
2. تاريخ فعاليتهاي علمي آلبرت ــ فعاليتهاي آلبرت را ميتوان به سه دوه تقسيم كرد: در دوران جواني خويش رسالهاي نوشت با عنوان
مختصري در باب خلقت، و بعد از آن شرحي بر عبارات پطروس لومباردي (باب دوم 1246؛ باب چهارم 1249) نوشت؛ دوران بلوغ او صرف اقتباس آثار ارسطو شد؛ در دوران سوم، بيشتر نيروي او صرف ادارهٴ امور شد. در 1270، نوشتن مدخل الٰهيات را آغاز كرد (ناتمام). بيشتر دوران دوم فعاليت او مورد نظر است: اين دوره در حدود 1245 ـ 1248 آغاز شد؛ و در حدود 1254 ـ 1260، پايان يافت. تا 1256، آثار علمي او تأليف شده بود، ولي او تا حدود 1274، به تكميل و اصلاح آنها ادامه داد. در 1258، در كلن مشغول تدريس رساله در باب جانوران بود.
3. شرح آثار ارسطو ــ آثار علمي آلبرت به صورت شرح يا تحرير آثار ارسطوست. او براي مسيحيت همان كاري را كرد ــ يا خواست بكند ــ كه ابنرشد براي اسلام كرده بود؛ ولي از نظر نيروي فكري خيلي فروتر از سلف مسلمانش بود، حتي از سلف يهودياش ابنميمون. با اين همه، از نظر ارزيابي هوشمندانهاش از موضوعهاي مربوط به علومطبيعي بر آنها برتري داشت.2
4. رياضيات و نجوم ــ آلبرت اندك علاقهاي به حساب فيثاغوري داشت ولي رياضيدان نبود؛ در اين زمينه حتي از راجربيكن مهارت كمتري داشت، چون اين يكي دست كم قادر به ارزيابي اهميت رياضيات بود. از اين نظر آلبرت نميتوانست دايرةالمعارفنويس خلاقي باشد.